مداخله بشردوستانه و ارتباط آن با حاکمیت ملی کشورها
بررسی حاکمیت ملی و مداخله بشردوستانه
در فصل اول به بررسی مفاهیم مربوط به حاکمیت ملی و تحول آن و همچنین مفهوم و سوابق موجود در مورد مداخله بشردوستانه در دو مبحث مجزا می پردازیم.
مبحث اول : مبانی و مفاهیم حاکمیت ملی و تحول مفهوم سنتی آن
در این مبحث مفهوم، تعریف و ویژگی های حاکمیت و تحول مفهوم آن و همچنین تعدیل اصل عدم مداخله پرداخته می شود.
گفتار اول : مفهوم، تعریف و ویژگی های حاکمیت ملی
بند۱- مفهوم حاکمیت
ریشه مفهوم حاکمیت به معنای امروزی آن به زمان تشکیل دولت های سرزمینی مدرن برمیگردد که سلطنت از این مفهوم به عنوان ابزاری برای تحکیم سلطه خود بر شاهزادگان فئودال استفاده می کرد. در زمانی که بی ثباتی و بی نظمی دوام و بقای جوامع را تهدید می کرد؛ این باور وجود داشت که دولت های مقتدر برای اعمال حاکمیت بر سرزمین و شهروندان لازم است. نوع حکومت، خواه سلطنتی، اشراف سالاری و یا دمکراسی، مورد نظر قرار نداشت بلکه مهم قابلیت این حکومت ها در اعمال حاکمیت از طریق استقرار نظم بود. این مفهوم حاکمیت از طریق مجموعه ای از نظریات که به منزله اعلام پایان سلطه اخلاقی کلیسا بر رهبران غیردینی اروپا بود، وارد تئوری های روابط بین المللی شد. در این ارتباط معاهده وستفالی(۱۶۴۷) نقطه عطفی در تاریخ است، این معاهده به جنگ های سی ساله پایان داد و زمینه ساز آغاز تلاشی شد که تا امروز ادامه دارد. تلاش برای کشف روش هایی که بر اساس آن ها دولت های مستقل بتوانند حاکمیت خود را بر سرزمین شان اعمال کنند و منافع خویش را بگونه ای تامین نمایند که نه مضر به حال خودشان باشد نه به حال جامعه بین المللی که عضوی از آن هستند.[۱]
در حقوق عمومی، حاکمیت به معنی قدرت برتر ، قدرت ما فوق و قدرت مطلق و انحصاری هر کشور است.اصل حاکمیت برای نخستین بار در قرن ۱۶ توسط ژان بدن فرانسوی ابراز گردید و عده ای از فلاسفه و حقوقدانان دیگر از او پیروی نمودند. این عده از دانشمندان، قدرت سیاسی یا قدرت حکومت را در نظام داخلی با حاکمیت درهم آمیخته اند و معتقدند که چنین قدرتی ما فوق تمام قدرتهاست و جنبه ی غیرمشروط و مطلق و دائمی دارد. طبق نظر آنان، در نظام بین المللی نیز حاکمیت به معنای عدم وابستگی به قدرت دیگر است.[۲]
بند۲- تعریف حاکمیت
دکتر ابوالفضل قاضی حاکمیت را به شرح زیر تعریف میکند: « حاکمیت عبارت از قدرت برتر فرماندهی یا امکان اعمال اراده ای فوق اراده های دیگر است. هنگامی که گفته می شود دولت حاکم است، بدین معنی است که در حوزه اقتدارش دارای نیرویی است خود جوش که از نیروی دیگری بر نمی خیزد و قدرت دیگری که بتواند با او برابری کند ، وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی نمی پذیرد.از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند. هر گونه صلاحیت ناشی از اوست ولی صلاحیت او از نفس وجودی بر می آید.»[۳]
اصل ۵۶ قانون اساسی ج.ا.ایران حاکمیت را چنین تعریف می کند:
“حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست وهم او انسان را برسرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند و یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند.”
آر پی آناند حاکمیت را بدین شرح تعریف کرده: “حاکمیت عبارتست از قدرت عالی یک دولت در قلمرو خود اما در چار چوب قواعد مشخص حقوق بین الملل که جنبه ی الزامی دارند”.[۴]
بند۳- ویژگی های حاکمیت
مشروعیت، وقوع تحولات در جامعه جهانی موجب شده است ویژگی مهم دیگری نیز به این ویژگی ها ضمیمه شود و آن مشروعیت است. در صورت فقدان مشروعیت دولت از بین خواهد رفت ویا با بحران جدی مواجه خواهد شد.
پرسش تحقیق
۱) با توجه به جهان شمولی حقوق بشر و اصل عدم مداخله در کشورها آیا مداخله در حاکمیت ملی کشورها با توجیهات بشردوستانه مجاز می باشد؟
۲) مداخله بشردوستانه چه ویژگی هایی دارد و تحت چه شرایطی انجام می شود؟
۳) ماهیت اصلی نقض وسیع حقوق بشر چیست و آیا بحرانهای انسانی میتواند تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی تلقی شود؟
فرضیه ها
۱)حاکمیت ملی نمیتواند دست آویز کشورها برای نقض حقوق بشر باشد.
۲)درمداخله بشردوستانه درصورتیکه بتواند ازیک فاجعه انسانی جلوگیری کند میتوان حاکمیت دولتها را نسبی انگاشت.
اهداف علمی تحقیق
۱)ارائه راه حلی برای حفظ حاکمیت کشورها در عرصه بین الملل و جلوگیری از مداخلات غیرضروری در امورکشورها تحت لوای حقوق بشر.
۲-حمایت از حقوق بشر و جلوگیری از نقض فاحش آن توسط کشورها.
۳-حفظ صلح و امنیت بین المللی

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت