مداخله بشردوستانه و ارتباط آن با حاکمیت ملی کشورها
مبنای مداخله در دوران قبل ازپایان جنگ سرد
مداخله بشر دوستانه در منشور ملل متحد پیش بینی نشده است. بر پایه بندهای ۴ ماده ۲ که اعضا را از کاربرد زور به زیان یکپارچگی سرزمینی یا استقلال سیاسی دیگر کشور ها باز می دارد و بند ۷ ماده ۲ که دخالت کشور ها در امور داخلی یکدیگر را منع میکند. کشور ها از نظر قانونی و حقوقی نمیتوانند دست به کاری با عنوان مداخله بشر دوستانه بزنند. با این همه در دورا ن جنگ سرد ، دولت هایی زیر عنوان بشر دوستی دست به مداخله در دیگر کشورها زده و برای توجیه کار خود به موارد زیر استناد کرده اند :
ب: مداخله بشر دوستانه در دوران پس از جنگ سرد
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سبب شد که نه تنها کشورها بویژه کشورهای غربی بتوانند در شورای امنیت آسانتر کار کنند، بلکه برخی از موضوعات بین المللی دامنه دارتر شود. این دو عامل یعنی افزایش دامنه برخی مسائل مانند حقوق بشر و صلح امنیت و آسانتر شدن موضع گیری در شورای امنیت، این امکان و البته ضرورت را به وجود آورد که به دخالت بشر دوستانه توجه ویژه شود . در دو دوره پیش دخالت های بشر دوستانه از سوی دولت های بیشتر غربی و به گونه انفرادی برای نجات جان اتباع دولت های مداخله گر یا اقلیت های مذهبی مسیحیان در دیگر کشورها صورت می گرفت . اما فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد در اوایل دهه ۱۹۹۰ که با ایجاد بحران های بین المللی جدید همچون جنگ های داخلی، شورش ها، کشتارهای جمعی، پاکسازی نژادی ، قتل و غارت و غیره در داخل کشورها همراه بود، شورا را بر آن داشت تا با تلقی نقض فاحش و گسترده حقوق بشر به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی براساس اختیارات خود در قالب فصل هفتم منشور اقداماتی را انجام دهد.[۴]
به عبارت دیگر تعارض و تقابلی که به مدت چند دهه استفاده حداقلی از فصل هفتم منشور را باعث شده بود از میان رفته و فرصت های جدیدی که از این طریق برای همکاران میان اعضاء دائم شورای امنیت پیش آمده بود به شورا این امکان را داد تا خود را با اقتضاتات جدید وفق دهد. با این اقدامات شورای امنیت ثابت کرد که دیگر نباید غفلت کرد و در مقابل نقض های بنیادین حقوق انسان ها آن هم به طور مداوم و گسترده در حین این مخاصمات کاری نکرد.[۵]
در نتیجه شورای امنیت با تفسیر گسترده تر ماده ۳۹ منشور ، دست شورای امنیت باز می شود تا بر پایه مواد ۴۱ و ۴۲ عمل کند . می توان گفت بیشترین دخالت های بشردوستانه در این دوره رخ داده است.در این دوره شورای امنیت برای مداخله در عراق بدون مجوز ۱۹۹۱ ، سومالی با مجوز ۱۹۹۲ ، بوسنی و هرزگوین با مجوز ۱۹۹۲، رواندا با مجوز ۱۹۹۴، هاییتی با مجوز ۱۹۹۵ ، سیرالئون ۱۹۹۷ کوزوو بدون مجوز ۱۹۹۸ ، تیمور شرقی با مجوز ۱۹۹۹ ، دارفور با مجوز ۲۰۰۳ و لیبی با مجوز سال ۲۰۱۱ اقداماتی را برای کاهش بر افروخته شدن بیش از پیش جنگ ها انجام داده است .
با مروری بر عملیات انجام شده در این دهه می توان گفت که شورای امنیت در این موارد به دو صورت واکنش نشان داده است :
در قضیه های لیبریا ، سیرالئون و کوزوو شورا مجوزی برای مداخله صادر نکرد با این وجود پس از مداخله جامعه اقتصادی کشورهای آفریقایی غربی ( Ecowas ) به رهبری نیجریه در لیبریا[۱۳] و سیرالئون[۱۴] شورای امنیت آن را تأیید نموده است.همچنین پس از پایان حملات علیه یوگسلاوی شورای امنیت مجدداً فعال شده ، با صدور قطعنامه[۱۵] در ژوئن ۱۹۹۹ محتوای توافقنامه منعقده ، بین یوگسلاوی و سازمان ناتو را مورد تأیید قرار داد و اجازه حضور یک نیروی بین المللی امنیتی و غیر نظامی تحت کنترل ناتو را در کوزوو صادر نمود.
در قضیه عراق با تصویب قطعنامه ۶۸۸ از سوی شورای امنیت در ۲ مه ۱۹۹۱ توافقی بین نماینده دبیر کل و دولت عراق در مورد استقرار نیرو در آن کشور صورت گرفت و قرار شد نیروهای کلاه آبی در نقاط گوناگون عراق که ضروری تشخیص داده شود، برای اقدامات بشر دوستانه مستقر شوند. افزون بر کلاه آبی ها ، دبیر کل هیأت حقیقت یاب نیز تشکیل داد . هر چند باید گفت در عراق شماری از عملیات مانند ایجاد مناطق امن و مناطق پرواز ممنوع به دست نیروهای ائتلافی متشکل از آمریکا ، فرانسه و انگلستان انجام شد.ولی این دو مورد از عملیات در آغاز مجوز شورای امنیت را نداشت. این بدان معناست که در عراق ، شورای امنیت هر دو وضعیت پویا و غیر پویا را داشته است.
پرسش تحقیق
۱) با توجه به جهان شمولی حقوق بشر و اصل عدم مداخله در کشورها آیا مداخله در حاکمیت ملی کشورها با توجیهات بشردوستانه مجاز می باشد؟
۲) مداخله بشردوستانه چه ویژگی هایی دارد و تحت چه شرایطی انجام می شود؟
۳) ماهیت اصلی نقض وسیع حقوق بشر چیست و آیا بحرانهای انسانی میتواند تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی تلقی شود؟
فرضیه ها
۱)حاکمیت ملی نمیتواند دست آویز کشورها برای نقض حقوق بشر باشد.
۲)درمداخله بشردوستانه درصورتیکه بتواند ازیک فاجعه انسانی جلوگیری کند میتوان حاکمیت دولتها را نسبی انگاشت.
اهداف علمی تحقیق
۱)ارائه راه حلی برای حفظ حاکمیت کشورها در عرصه بین الملل و جلوگیری از مداخلات غیرضروری در امورکشورها تحت لوای حقوق بشر.
۲-حمایت از حقوق بشر و جلوگیری از نقض فاحش آن توسط کشورها.
۳-حفظ صلح و امنیت بین المللی

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت